کد خبر: 1356480
تاریخ انتشار: ۱۵ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
سیدعبدالله متولیان

بیش از دو ماه از عملیات تروریستی متجاوزان که ائتلاف تروریست‌های متجاوز (ترامپ و نتانیاهو) از سر غرور «غرش شیر» نامیدند (و ایران با طمأنینه «جنگ رمضان» خواند) می‌گذرد. عملیاتی که قرار بود ظرف ۷۲ ساعت کار ایران را تمام کند، اما اکنون آن شیر غران به شغال زوزه‌کش و لاشخوری تبدیل شده که در تله‌ای گرفتار آمده و تقلا‌ها و تلاش‌های مذبوحانه، حاصلی جز فرورفتن بیشتر در باتلاق خودساخته ندارد. 
داستان از آنجا پیچید که ونس (معاون پوپولیست ترامپ) با دستانی خالی از اسلام‌آباد بازگشت. مأموریتی که باید برگ برنده کاخ سفید می‌شد، به مهر تأییدی بر انزوای راهبردی امریکا بدل گشت. هم‌پیمانان دیروز، یکی پس از دیگری از قطار جنگی که ترامپ لکوموتیوران آن است، پیاده می‌شوند. چرا؟ پاسخ را باید در توصیه‌ای جست‌و‌جو کرد که به درستی در محافل نظامی غرب طنین‌انداز شده: «با کسی که شجاعانه می‌جنگد و اهل تسلیم نیست، بلوف نزن، خالی نبند و رجز نخوان»، ولی ترامپ مغرور و خودشیفته به آن عمل نمی‌کند. 
کشتی شکسته ترامپ، اما فقط سرنشین از دست نمی‌دهد. محاصره دریایی دون‌کیشوت، به جای خفه کردن اقتصاد ایران، هم صاحبان سرمایه در وال استریت و باشگاه رم را پای چوبه دار کشیده و هم به طنابی بر گرده ناوگان پنجم بدل شده که در واقع امریکا را به دار می‌کشد. یک مقام پنتاگون در جلسه‌ای محرمانه از «تله هرمز (Trap of Hormuz)» سخن گفته است، تعبیری که نشان می‌دهد ارتش کلاسیک امریکا چگونه در هزارتوی راهبردی ایران دست و پا می‌زند. 
در چنین بزنگاهی، فرماندهی راهبردی ایران با مطالبه قاعده‌مند چهارگانه «لغو کلیه قطعنامه‌های محدودکننده ایران»، «رفع تمامی تحریم‌ها»، «آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران» و «پرداخت غرامت و جبران خسارات»، عملاً نبض میدان را در دست گرفته است. این نه یک فهرست درخواست، بلکه فرمان پیروز میدان به طرف بازنده‌ای است که تلاش می‌کند در افکار عمومی جهانی خود را برنده جا بزند. 
اینجاست که خزانه‌داری امریکا با کابوسی چندلایه روبه‌رو می‌شود. دستور کار نخست، آزادسازی بی‌چون و چرای ۱۷۶ میلیارد دلار از دارایی‌های مسدودشده ملت ایران است، پولی که نه هبه و نه غرامت، بلکه دارایی بلوکه‌شده ملت مطالبه‌گر و در عین حال صبور ایران است و باید بدون پیش‌شرط آزاد شود. اما این تازه پیش‌پرداخت ناچیزی است بر آنچه امریکا بدهکار است: «غرامت و جبران کامل خسارات سنگین به زیرساخت‌ها و اموال شخصی و عمومی ایران»، «خونب‌های شهدای این جنگ تحمیلی» و «جریمه قانونی سال‌های بلوکه‌سازی». این جمع نجومی، بهای یک شکست تاریخی است که باید از جیب واشنگتن پرداخت شود و امریکای بی‌اعتبار را در سراشیبی فروپاشی قرار می‌دهد. همین کافی است تا رژیم صهیونی نیز خود را قربانی اعتماد کور به کاخ سفید ببیند. فرار ترامپ از جنگ، معنایی جز «تنهایی وجودی» برای تروریست‌های صهیون ندارد. اگر جنگنده‌های اف ۳۵ بدون ژنرال‌های پنتاگون توان عملیات پایدار ندارند، رژیمی که موجودیتش را در سایه تهدید دائم تعریف کرده، حالا باید با تلاش برای بقا بدون پشتیبان کنار بیاید. نکته تأمل‌برانگیزتر این است که بازی و تله مذاکره امریکایی دیگر تماشاچی و خریدار ندارد. ترامپ بی‌آنکه صدایش به جایی برسد، متوهمانه با خودش مذاکره می‌کند. وقتی روایت خریدار نداشته باشد، بی‌شک شکست روایت از شکست نظامی هم مهلک‌تر است، چراکه حتی اگر در میدان پیروز شوی، باز هم بدون پیروزی در روایت بازنده‌ای. 
جهان در حال گذار از نظمی است که در آن «اقتدار» در سایه «تهدید» به دست می‌آمد. ترامپ که می‌پنداشت بر اساس همین الگوی سلطه‌طلبانه با فشار حداکثری، ایرانِ تسلیم‌ناپذیر را به زانو درمی‌آورد، امروز خود زانوی غرورش شکسته و «غرش شیر» به «زوزه شغال لنگ» بدل شده و ائتلاف آتش‌افروزان در شعله‌های خود می‌سوزند. چهار کلمه کلیدی که در میانه تراژدی تلخ ترامپ از تهران مخابره شده، نه فقط پایان یک نبرد، بلکه طلوع نظمی تازه را نوید می‌دهد، نظمی که در آن دون‌کیشوت متوهم قرن ۲۱ آنچه را که کاشته، باید درو کند.

برچسب ها: امریکا ، ترامپ ، نتانیاهو
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار